تبليغاتX
گروه فرهنگی مذهبی طلائــیـــــه
راه صحیح شناخت صحابه عادل پیامبراکرم(ص) ....بادقت مطالعه کنید....
راه صحیح شناخت صحابه عادل
 
اهل سنت مى گويند تمام صحابه بدون استثناء عادل اند و ميان نخستين كسى كه اسلام آورده و كودكى كه فقط پيامبر را ديده و يا تنها پيامبر او را ديده است، از حيث عدالت فرقى نيست. همه عادل اند و تعرض به آنان جايز نيست. و هركس چنين كند گناهكار و زنديق است و غذا خوردن و نوشيدن با او و يا نماز خواندن بر جنازه اش ممنوع و حرام است.

شيعه معتقد است كسى عادل است كه خدا و رسول او را عادل شمرده اند.پس اگر سيّد و سرور بشريّت محمد ((صلى الله عليه وآله وسلم)) بشر است و امكان خطا در او هست ـ آنگونه كه گمان مى كنند ـ پس چه چيزى مانع از خطا كردن و يا دروغ گفتن كسى كه در كودكى پيامبر ((صلى الله عليه وآله وسلم)) را ديده و يا تنها پيامبر ((صلى الله عليه وآله وسلم))او را ديده است، مى شود؟ كدام حكم شرعى است كه عقل انسان را از انديشيدن باز دارد، و مانع تحقيق و بررسى انسان شود. برخى از صحابه مرتكب قتل شدند، دزدى كردند، دروغ گفتند، زنا كردند، شراب خوردند، پس چطور بايد حقايق را بررسى كرد؟

چگونه عدالت برقرار مى شود؟ چگونه امت اسلامى از تجربه هاى گذشته استفاده مى كند؟ تا از خطاها پرهيز و راه درست را بپيمايد؟
 
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/10/15ساعتتوسط ...محمد... |
فرق عشق و ازدواج!! (حتما بخونید جالبه)
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد
داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردي ؟
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/09/28ساعتتوسط ...محمد... |
خاطره حاج علی انسانی از فداکاری جانبازان

خاطره حاج علی انسانی از فداکاری جانبازان

تصویر بزرگ
حاج علی انسانی مداح وشاعر پیشکسوت اهل بیت با حضور در برنامه پارک ملت به بیان خاطرات خود از فداکاری های جانبازان 8 سال دفاع پرداخت.






به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از عصر امروز، حاج علی انسانی شاعر و مداح اهل بیت (ع) با حضور در برنامه "پارک ملت" در  جمع جانبازان ۸ سال دفاع مقدس به بیان خاطرات خود از هم پیالگی با اسطوره ای صبر تاریخ انقلاب و کشورمان پرداخت.

حاج علی انسانی با سراییدن تک بیت " به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که تو در برون چه کردی، که درون خانه آیی" ضمن ابراز تاسف از این که امسال سعادت تشرف به مکه مکرمه و مدینه منوره در معیت جانبازان نداشته است ، گفت: تا به اکنون توفیق داشتم ۱۰ سفر در رکاب جانبازان عزیز باشم.
ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/09/20ساعتتوسط ...محمد... |
دانلود طرحهای گرافیکی با موضوع محرم

دانلود طرحهای گرافیکی با موضوع محرم

دانلود طرحهای گرافیکی مخصوص موبایل

سلام به دوستان عزیز در پست قبلی خیلی از دوستان گفته بودن کیفیت تصاویر پائینه میخواستم بگم که این تصاویر رو مخصوص تلفن همراه طراحی کردم ایشاله اگه قسمت بود تصاویر باکیفیت بالا هم طراحی و براتون میذارم تا استفاده کنید و منم دعا کنید.

برای دیدن تصاویر به اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید

 

 

 

 

 

+نوشته شده در 90/05/02ساعتتوسط ...محمد... |
والپیپرهای مذهبی

دانلود تصاویر مذهبی برای موبایل

عکسهای گرافیکی از کربلا

برای نمایش اندازه اصلی تصاویر برروی آنها کلیک کنید

 

 

  

 راستی درمورد طرحها نظر یادتون نره

+نوشته شده در 90/04/27ساعتتوسط ...محمد... |
سرم برهنه نیست ........

یه میکس خیلی زیبا از سامی یوسف با موضوع حجاب

دانلود تصویری سامی یوسف

حتما دانلود کنید

۱٫۹۸مگابایت(۳gp)

دانلود

 

11مگابایت(wmv)

دانلود

+نوشته شده در 90/04/21ساعتتوسط ...محمد... |
بین بی حجابی و بی غیرتی چه رابطه ای وجود دارد؟!

مطلب زیر رو حتما بخونید خیلی جالبه راستی نظر نظر نظر یادتون نره

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :

ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... (*)می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد.

حالا واقعا بین بی حجابی و بی غیرتی رابطه ای هست ؟؟؟؟؟!!!!!!

+نوشته شده در 90/04/19ساعتتوسط ...محمد... |
چرا گرایش به گناه بیشتر از ثواب و خوبی است..........؟

چرا چرا چرا و چرا.........!؟

هر انساني، فطرتاً خواهان ايمان و پاكي و تقوا است و از كفر و گناه بيزار است. خدا مي خواهد همة انسان ها ، با ميل و ارادة خود راه حق را بپويند، از اين رو انبيا را با كتاب هاي آسماني مي فرستد. از سوي ديگر ، ايمان را محبوب انسان ها قرار مي دهد. چنان كه قرآن مجيد مي فرمايد:" خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل هايتان زينت بخشيده و كفر و فسق و گناه را منفور شما قرار داده است".(1) اما متأسفانه در مراحل بعد، آب زلالي كه از آسمان آفرينش در وجود انسان ها ريخته شده، بر اثر تماس با محيط هاي آلوده و زرق و برق هاي ظاهري دنيا صفاي خود را از دست مي دهد و بوي نفرت انگيز گناه و كفر و عصيان گيرد.(2)


قرآن مجيد دليل گرايش انسان به گناه را در گريز از مسئوليت و محدوديت مي داند و
مي فرمايد: "بل يريد الانسان ليفجر أمامه؛ انسان مي خواهد آزاد باشد و همه عمر را به گناه بگذراند".(1)
امور ناپسند با طبيعت غريزي و جسماني انسان موافقت دارد و نفس انسان خواهان انجام آن است. آدمي از غيبت كردن ، نگاه به نامحرم نمودن، دروغ گفتن ، مال حرام خوردن و غيره لذت مي برد، چون آن را آسان مي بيند و محدوديتي براي او ايجاد نمي كند اما تقوا و عمل صالح و پاكدامني، حفظ زبان و گوش و چشم و بالاخره گناه نكردن با رحمت توأم است. طبيعي است كه هر كس زير بار زحمت و رياضت نمي رود مگر افرادي كه ايمان به آخرت داشته باشند و به اميد ثواب اخروي و نعمت هاي بهشتي، از خوشي مقطعي و گذراي گناه صرف نظر نمايند.
به عبارت ديگر: گناهان و لذت هاي شهواني و نفساني، با جنبه جسماني و مادي انسان سر و كار دارد اما امور معنوي و خوبي ها با جنبه روحاني و بعد غير مادي انسان ارتباط دارد. جنبه مادي و جسماني وجود آدمي ، ملموس تر است و انسان ها غالباً با آن سر و كار دارند و راحت تر و نزديك تر است، اما جنبه روحاني و معنوي ، هميشه براي انسان محسوب و ملموس نيست، در عين حال براي رسيدن به لذت ها و امور معنوي ، بايد انسان از برخي امور و لذت هاي شهواني و مادي و خواهش هاي نفساني دست بكشد و آنها را از خود دور نمايد، براي انسان سخت تر و مشكل تر است. اما اگر انسان واقعاً به مراحل بالاي كمال دست يابد و لذت واقعي معنويات و با خدا بودن را احساس كند، و به فطرت پاك خود برگردد، به سوي گناهان و معاصي نمي رود و حتي براي او سخت خواهد بود كه به دنبال اين امور برود.
پي نوشت ها :
1 - حجرات (49) آيه 7.
2 - تفسير نمونه، ج22، ص 159.
3 - قيامت (75) آيه 5.

+نوشته شده در 90/04/18ساعتتوسط ...محمد... |
چرا با حجاب شدم؟


صحبت های چند تن از ستاره های زن سینما و موسیقی جهان در رابطه با حجاب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ستاره سینمای مصر
ستاره موسیقی رپ روسی

مانكن و ستاره رقص روسیه

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/04/12ساعتتوسط ...محمد... |
شیوه های تبلیغی حضرت زینب (س)

شیوه های تبلیغی حضرت زینب س 

......................................................................................................

برخی از حوادث

فضایل و مناقب حضرت زینب (س) 

مقام علمی حضرت زینب(س) 

شیوه ها و سیاست های تبلیغی زینب علیه السلام 

خطابه و سخنرانی حضرت زینب (س) 

سیاه پوشی حضرت زینب (س) 

رفتارهای عالمانه حضرت زینب (س) 

بکارگیری اصول روان شناسی حضرت زینب (س) 

 

برای مطالعه مطالب فوق بروی عنوانهای بالا کلیک کنید

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/04/06ساعتتوسط ...محمد... |
شهدای عاشورایی

اسامی و زندگینامه شهدای عاشورایی

دلاور مردان لشگر توحيد که با تني بي سر همچون مولايشان حسين بن علي عليه السلام به ديدار حق شتافتند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/03/31ساعتتوسط ...محمد... |
زیارت امام حسین(ع) واجب است.

                                 زیارت امام حسین(ع) واجب است.

براى زيارت‏ هيچ امامى، به اندازه زيارت حسين بن على(ع) در ( كربلا ) تاكيد نشده است.

حتى براى زيارت رسول خدا(ص) هم آن همه سفارش و دستور نيست.

گاهى در روايات،زيارت ( كربلا )، از زيارت ( كعبه ) هم برتر و بالاتر به حساب آمده است و براى زيارت سيدالشهدا، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است، بايد راز قضيه را فهميد.

لحن و بيانى‏كه در احاديث مربوط به زيارت سيدالشهدا(ع) به كار رفته است، بسيار جدى و آميخته با تاءكيدات فراوان است.

ضرورت‏زيارت را در هر حال و همواره مطرح مى‏كند، آن را براى يك شيعه و پيرو امام، در حد يك ( فريضه ) مى‏شمارد، ترك آن را بسيار ناپسند مى‏داند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمى‏آورد و به رسميت نمى‏شناسد.

  

بقیه مطلب در این خصوص در اینجا

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/02/20ساعتتوسط ...محمد... |
والپیپرهای مذهبی

نحن انصار الحسین (ع)

من و جدا شدن از تو خدا نکند ××× خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند

نحن و انصارالحسین

ما بیـــــشـــــماریم

مستاجر نیستم . خانه ام بیت رهبریست

ما بیشماریم

+نوشته شده در 90/02/20ساعتتوسط ...محمد... |
تصاویر بقیع قبل از تخریب

انتشار تصاویر بقیع قبل از تخریب

با انتشار كتاب آلبوم عكس‌هاي اختصاصي سلطان عبدالحميد عثماني از مكه و مدينه، تصاوير جالب و كم‌نظيري از بقاع متبركه مدينه و به ويژه قبرستان بقيع به دست آمده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين كتاب در سال 2006 تقريبا هم‌زمان در نيوجرسي آمريكا و استانبول تركيه به چاپ رسيد.

در اين كتاب، حدود 130 تصوير زيبا و تاريخي از صحراي عرفات، كعبه، مسجدالنبي تا قبرستان ابوطالب و شهر مكه و مدينه منتشر شده است.
 

برای بزرگ نمایی عکس ها ، بر روی آن ها کلیک کنید

بقیه تصاویر بقیع در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/02/19ساعتتوسط ...محمد... |
ذِکرُ خُطبَةِ فاطُمَةَ الزِهراءِ (ع)

ذِکرُ خُطبَةِ فاطُمَةَ الزِهراءِ (ع)

عبدالله بن حسن با سند خودش از پدرانش (ع) نقل می کند: وقتی که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند تا فدک را از فاطمه (ع) بگیرند و این خبر به او رسید، روسری و روبند بر سرش پیچید و جامه و لباس گشادی (چادر) بر تن کرد، و در میان گروهی از اعوان و انصار و زنان قومش روی بسوی (مسجد) آورد، و لباسهای او قدمهایش را مستور و پنهان می کرد و در موقع راه رفتن مانند رسول خدا (ص) راه می رفت تا اینکه بر ابوبکر وارد شد و او در میان جماعتی از مهاجرین و انصار و مردم دیگر بود، پس پرده میان خود و آن مردم بیاویخت و (پشت پرده) نشست، سپس ناله دردناکی از دل سوزان خود کشید و همه مردم به گریه و ناله آنحضرت گریان شدند و مجلس به جنب و جوش (حالت سوگواری و عزاداری) درآمد سپس اندکی مهلت داد تا اینکه ناله و زاری آن قوم آرام گرفت و جوش و خروش آنها فرو نشست. سخن را با حمد و ثنای خداوند و صلوات بر پیامبرش آغاز کرد و باز مردم گریه و زاری کردند، و هنگامی که مجلس آرام شد مجدّداً شروع به سخن گفتن کرد و فرمود:.......

 بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/02/15ساعتتوسط ...محمد... |
حضرات آیات فرهنـــــــــــــــگــــــــــــــی، لطفا بیدار شوید!!!!!!!

حضرات آیات فرهنگی، لطفا بیدار شوید! + عکس

از زمانی که گدایان در سریال ها، چادری شده اند و متمولین و ثروتمندان خانم های «های کلاس»ی هستند که نماد مترقی بودنشان مانتویی بودن و مشخص شدن چند تار موی است، دیگر دختر نوجوان دوره دبیرستانی. . .

این روزها بد حجابی یکی از معضلات اساسی فرهنگی جامعه است.مسئولان فرهنگی کشور پس از یک دهه خواب غفلت، ناگهان خود را در برابر موجی از بد حجابی و در بعضی نقاط تهران بی حجابی و گاها فساد جنسی علنی در سطح شهر مواجه دیدند.
حتی تذکرات جدی مقام معظم رهبری هم در چندین سخنرانی نتوانست خواب سنگین غفلت را از چشمان فرهنگی مسئولان دور کند و امروز متاسفانه شاهد برخورد قهری با معضل بد حجابی هستیم.آیت الله جوادی آملی در جایی فرمودند ریشه بد حجابی جهالت است.


ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/02/12ساعتتوسط ...محمد... |
شهدای میدان مین

روایت و عکس تکان دهنده از شهدای میدان مین عملیات رمضان

 

 سيد مسعود شجاعي طباطبايي در وبلاگ خود با عنوان وصيت‌‌نامه عكسي را از علي فريدوني عكاس با سابقه ايرنا از عمليات رمضان منتشر كرده و مي‌نويسد:

محور پاسگاه زید (27 تیر 1361) نیمه‌شب یکشنبه 27 تیرماه، گردان های در گیر در مرحله دوم عملیات رمضان به دلیل گذشت زمان و نزدیک شدن صبح، از تعدای از نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند. از میان 150 نفر داوطلب به 20 نفر از آنان اجازه ی ورود به میدان مین داده می شود و اغلب این 20 نفر نیز به شهادت رسیدند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/02/11ساعتتوسط ...محمد... |
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)

طرح شبهه:

اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)

ابن أبي دارم يکى از راويانى است که علامه شمس الدين ذهبى در کتاب «ميزان الاعتدال» وى را رافضى دروغگو مى‌داند؛ هر چند كه در تمام دروان زندگي‌اش مسقيم الأمر (ثابت قدم در اعتقادات) بوده است؛ اما در اواخر عمرش در باره مثالب شيخين زياد سخن مى‌گفته و آن دو را شتم مى‌كرده‌ است؛ بنابراين، روايت او براى ما حجت نيست.

نقد و بررسي:

اصل روايت:

علامه شمس الدين ذهبى در سير اعلام النبلاء و ميزان الإعتدال و حافظ ابن حجر عسقلانى در لسان الميزان به نقل از ابن أبي دارم مى‌نويسند :

إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.

 بقیه در اینجا ... 

ادامه مطلب
+نوشته شده در 90/02/08ساعتتوسط ...محمد... |
برای حاج منصور ارضـــــی (عرشــی)

میخانه دگر جای من بی سر و پا نیست…”؛ رسانه ملی ما سال هاست که صدای سمایی توست و سیمای سماواتی ات در چهارراه “مخبرالدوله” یک سر می برد ما را “جبل الرحمه” از بس که قشنگ “عرفه” می خوانی.

انگار که از گلوی آسمان می گویی “السلام علیک یا اباعبدالله”، از بس که قشنگ می گویی. آنقدر از ما اشک گرفته ای که چشمان مان جلد خون شده است. همین را هم عشق است. گمانم حنجره ات “بیمه رقیه” باشد، از بس که برای “۳ ساله” قشنگ روضه می خوانی، در سومین شب از “لیالی عاشقی”.

گمانم زیباترین ابنیه میدان تاریخی ارک، تار حنجره صوتی تو باشد که در پود خیمه گاه، تنیده شده. این بنا را تو بنا کرده ای از قدیم که “ربنا” می گفتی قبل از سحر… “دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند”…

آه! چقدر هوس کرده ام بخوانی برایم؛ “اللهم رب شهر رمضان…” راستی حاجی! تو که از قدیم، “قدیم الاحسان” می گفتی به “حق حسین”، می شود یک بار دیگر، با همان سوز بگویی: “حب الحسین…” و بعد بگذاری ما جوابت را بدهیم “…اجننی”؟! عاشق اشک گرفتنت هستم از مستمع.

خوب بلدی کجا ببری ما را. ما همه “مدینه رفته ایم”، از بس که فاطمیه های تو سرشار از بقیع است. تو تازگی ها کربلا رفته ای، اما برای ما “صنف لباس فروشها” عینا “زیارت عاشورا”ست.

انگار که “صبحانه صنف” در “بین الحرمین” باشد، از بس که می چسبد. انگار که “ارک” درک کرده کربلا را، که آن شب پرمخاطره، سوخت همراه با ما دلسوختگان حسین.

انگار که مناجات تو با خدا، درون “سفینه نجات” است، از بس که “عطر حسین” می دهد ربناهایت. تو استاد مسلم اشکی. صدای آواز تو، های های گریه ماست.

آری! تو استاد مسلم اشکی، آنجا که با “صدای گرفته” در شب تاسوعا برای مان از “علقمه” می گویی و از عباس. در تقدس حنجره ات، همین بس که دربست در خدمت “حسین” است… عشق می کنم وقتی به ما نگاه می کنی و سر تکان می دهی و گره در زلف ابروان قشنگت می اندازی و می گویی…

چه می گویی؟! چه می کنی با دل ما، وقتی که می گویی؛ “می کشی مرا حسین”، می کشی مرا حاج منصور!

یادت هست؟! آن زمان که پای روضه ات بچه های گردان عاشقی می نشستند و چند روز بعد خبر می آمد که “قاسم” و “محسن” و “رضا” به شهادت رسیده اند. تو راوی اشکی. راوی عشق. راوی “اسم اعظم خدا”؛ حسین.

تو راوی هروله ای. راوی منتقم خون حسین… “ترسم که بیایی و من آن روز نباشم”. مگر تو برای مان روضه بخوانی، که از زخم تیر حرمله های روزگار، مفری نیست، جز اشک. از ما شاید ای مداح خوب ثارالله! بتوانند “چشم” را بگیرند، اما “اشک” را هرگز. گلوی مان را شاید، فریادمان را “حسین حسین” را هرگز. پای مان را شاید، راه مان را هرگز. دست مان را شاید، بیعت مان را هرگز. سینه مان را شاید، مهرمان را به سیدالشهدا هرگز. قلب مان را شاید، دل مان را هرگز… گفت: “این صدای تپش قلبم نیست، در نهانخانه دل سینه زنی است”.

***

ما به تو بدهکاریم حاج منصور، هر قطره اشک مان را. بارها خسته آمدیم مسجد ارک، اما خدا در سوز مناجات تو، نمکی گذاشته که فقط کافی است “السلام علیک یا اباعبدالله” بگویی، تا ما با تو همراهی کنیم، شور را. آنقدر می دانم که حنجره تو را هرگز نمی توان از صدای حسین برید. گلوی تو بخشی از خاک کربلاست… گرم و گیرا و پر از سوز و ناله و آه!… بخوان ای پیرغلام اباعبدالله…
“بیا نگار آشنا، شب غمم سحر نما،
مرا به نوکری خود، شها تو مفتخر نما،
ای گل وفا حسین، معدن سخا حسین،
می کشی مرا حسین...،
تجلّی ولایتی، سرشته با گل منی،
تمام هستی ام تویی، تو صاحب دل منی،
آیه ی محبتی، سوره ی ولایتی،
یار حق نما حسین، می کشی مرا حسین...،
ز کودکی دلم شده، اسیر و مبتلای تو،
خدا کند که جان دهم، به یاد کربلای تو،
ذکر تو عبادتم، تشنه ی شهادتم،
شاه کربلا حسین، می کشی مرا حسین...،
چه می شود ز باده ی، ولا دهی تو شهدی ام،
مدد کنی صلا زنم، که من غلام مهدی ام،
کو امام منتظر، یار غائب از نظر،
چشمه ی بقا حسین، می کشی مرا حسین...،
بیا حرارتم بده، ز شعله ی محبتت،
بیا و عادتم بده، به آتش ولایتت،
نام تو بقای دل، ذکر تو نوای دل،
یار دلربا حسین، می کشی مرا حسین...،
شرر اگر زبانه زد، به خیمه ی عزای تو،
ز سوز دل صدا کنم، حسین شوم فدای تو،
شعله سوزد از غمم، لاله ی محرمم،
ذکر شعله ها حسین، می کشی مرا حسین...”

+نوشته شده در 90/02/08ساعتتوسط ...محمد... |
بیانات آیت الله العظمی وحید خراسانی

بیاناتی از آیت الله العظمی وحید خراسانی درباره لحظه ظهور امام زمان (عج)

دانلود فایل صوتی و تصویری این موضوع در پائین متن

تكيه مى‌دهد به ديوار خانه‌ى كعبه، خودش را معرفى مى‌كند، چهار كلمه معرفى است، من به اختصار مى‌گويم، اما شما يك ماه بايد فكر كنيد: اول كلمه‌اى كه مى‌گويد اين است منم بقية الله از آدم، اين يكى؛ منم ذخيره از نوح، اين هم دوم؛ منم مصطفى از ابراهيم؛ كلمه‌ى چهارم اين است أنا صفوة من محمد. ما كلمه‌ى آخر را بگوييم: مصطفى از تمام عالم وجود، فقط پيغمبر خاتم است، عالم و آدم غربال شده از اين غربال يك گوهر در آمده و آن گوهر مصطفى است؛ يگانه كسى كه در عالم اين حرف را مى‌زند اوست، اوست كه مى‌گويد مصطفى از تمام عالمِ وجود، احمد است و من باز مصطفى از محمدم.

 
 
+نوشته شده در 90/02/07ساعتتوسط ...محمد... |